سلاااااااااااااااااااااااااااام من برگشتم

جان من یکی بیاد تبریک بگه و گر نه خیلی ضایع میشم

بالاخره اینترنت مودم براه افتاد تو خونه جدید ؛فردا جشن نوه مونه پسر خواهرم ؛خیلی خوشحال نیستم یعنی نیستیم

چون استرس داریم که جناب آقا عرضه زن نگه داشتن داره یا نه؟البته چشمون آب نمیخوره چون اخلاق تندی داره

نامزدش خیلی عاقل و صبوره امیدوارم بتونه آدمش کنه ما که نتونستیم در هر حال خدا به خیر بگذرونه

تو این مدتی که نبودم دامادمونو در نوشتن کتابش کمک میکردم باید آوازها و تصنیف های خواننده ها رو گوش میکردم و سپس تایپ.

کار زمانی مشکل میشد که اشعار آوازهای مربوط به دوران قاجار رو باید در میاوردم آوازهایی که از روی صفحات گرامافون ضبط شده بود و خیلی

خیلی کیفیت پایینی داشت مصیبت بود متوجه بشم که چی دارن میخونن

اشعار این آوازها بعضی وقت ها کیفورم میکردن به قدری که زیبا بودن و تا حالا نخونده بودمشون

خوشحالم که دوباره برگشتم به خونه مجازیم

منبع : اعترافات منبازگشت به خانه
برچسب ها :